خرید بک لینک

سکته

راضی و شاد و خندان بعد تمرین داشتم برمیگشتم خونه. تو کوچه یه آقایی داشت از رو به رو میومد، منو دید یه لحظه وایساد نگام کرد بعد دنبالم اومد



راضی و شاد و خندان بعد تمرین داشتم برمیگشتم خونه. تو کوچه یه آقایی داشت از رو به رو میومد، منو دید یه لحظه وایساد نگام کرد بعد دنبالم اومد

ریده بودم به خودم داشتم برای همه سناریو ها آماده میشدم و نقشه ام این بود که اگه کاری کرد کوله مو بکوبم تو سرش

خونه، دنبالم، باشگاه، امروز، خیلی

بعد یه مدت که دنبالم بود نزدیک خونه صدام کرد. بعد هزار جور مقدمه چینی و تعریف ازم گفت میشه بریم یجا بشینیم حرف بزنیم آشنا شیم .

من در حالی که ریده بودم به خودم و حتی به فیسشم نگاه نمیکردم گفتم خیر من خسته ام جایی نمیام خدانگهدارتون

بعد دوباره دنبالم اومد تا برسم خونه. آدرس خونمونو بلد شددددد

ملت روانی شدن یا استاکر؟ امیدوارم امروز بدترین روز زندگیت باشه مرد.

برچسب: نویسنده: badgirl82 تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 23:18

صفحه بندی