دیشب واقعا حالم بد بود حس میکردم یکی گلومو فشار میده
زدیم بیرون یکم با بچه گربه بازی کردم
آش خوردیم
درد و دل کردیم
گفتم حتما شوهر میکنم و میرم از این خونه
بستنی خوردیم و اومدیم خونه.
الان آروم ترم.
به این نتیجه رسیدم که آدمی بعد تحمل رنج بسیار ، ساکت تر میشه
برچسب:
نویسنده: badgirl82